

| حرف ها هم مثل مواد غذایی تاریخ انقضا دارند ، به وقتش که استفاده نشوند ، فاسد میشوند ، بو می گیرند ، به درد سطل زباله میخورند ، دیگر هیچ ارزشی ندارند ، فرقی نمیکند فحش و بد بیراه باشد یا یک بوسه ، تشر باشد یا چند جمله ی محبت آمیز ، راهکار باشد یا دلداری دادن ، چشم غره باشد یا یک لبخند با معنی ، به وقتش که نباشد به هیچ دردی نمیخورد . میشود نوشدارو پس از مرگ سهراب که تنها آدم را کُفری میکند و بس ... |

مهم نیست زندایی ات چشم هاشو یه وری کنه و خاله کوچیک ات بگه وااا ! چرا مثل دختر روستایی ها میری کلاس خیاطی ؟ مهم نیست دختر خاله ات بگه من جات بودم میرفتم کلاس زومبا ، مهم نیست دوستت تو چشات زل بزنه و بگه من از خیاطی هیچ خوشم نمیاد ، سخته ولی مهم نیست مامانت هم با بقیه موافق باشه و باهات مخالفت کنه ، مهم نیست کلاس دورترین فاصله ی ممکن از خونه باشه ، مهم نیست که ساعت کلاس بدترین موقع روز باشه ، مهم نیست فلانی میره کلاس پیانو و اون یکی میره زبان فرانسه ، مهم اینه که من بعد از مدت ها این تصمیم رو عملی کنم ، مهم اینه که هفته ام تند تند برسه به روز هایی که کلاس دارم ، مهم اینه که با ذوق و شوق برم تموم وسیله های مورد نیاز رو بخرم ، مهم اینه که از خش خش کاغذ های الگو کیف کنم ، مهم اینه که به خودم قول دادم شب یلدا با مانتویی که خودم دوختم برم مهمونی ، مهم اینکه که از حالا کلی مدل و طرح و پارچه و ایده تو ذهنمه که فعلاً دست و پام برای اجرایی کردنشون بسته است ، مهم اینه که من از بچگی هم تبلیغات چرخ خیاطی کاچیران رو دوست داشتم ، مهم اینه که برخلاف احتمالات بعضی ها لادن ریاضی خونده و مهدیه ارشد شیمی و زینب هم روان شناسی ، حتی اگه بقیه فکر کنند تجمعی از بی سواد های خانه دار مفلوک میرن کلاس خیاطی ، مهم اینه که من عاشق خلق کردنم ، خلق یه متن در نیمه سیب سقراطی ، خلق یه غذا ، خلق یک حس یا خلق اون لباسی که تصور میکنم ، مهم اینه که تا اسفند دوره ی من تموم میشه ولی حرف بقیه هیچ وقت تموم نمیشه ، مهم اینه که همه یادشون میره ولی اگه علاقه ی من سرکوب بشه هیچ وقت یادم نمیره ، مهم اینه که من مهمم ، خود ِ خودم ... !

پنجمین نفری بود که در این چند ماه گذشته بهم گفته بود : عوض شدی دختر ! هر پنج تا ـشون یکتای قبلی رو قابل تحمل تر از اینی که رو به روشون نشسته بود میدونستن و من داشتم تفاوت هام رو با خود قبلی ام می شمردم . اولین نفر وقتی فهیمد در حال پوست انداختنم که وسط یه بحث ساده و شاید مسخره و بی اهمیت صدام لرزید و بغضم قبل از شکل گیری ترکید ! اونم که دست هاش رو برای تفهیم موضوع بالا آورده و شکل داده بود ، ول کرد سر جای خودش و بعد از یک نگاه متعجبانه و کمی مکث توام با بهت زدگی گفت : "چقدر زود رنج شدی " و من از خودم پرسیدم زود رنج شدم ؟؟ ، دومین نفر وقتی متوجه تغییر من شد که ناراحتی ام از یک موضوعی که نمیدونست رو پشت موضوعی که میدونست قایم کرده بودم تا نفهمه و اونم هر پنج دقیقه یک بار میگفت : " قیافشو !!! قبلاً ها این قدر زود قیافه ات تو هم نمیرفت و اخم نمیکردی " و من از خودم پرسیدم اخم کردم ؟؟ ، با سومین نفر در حال پاساژ گردی و گشت و گذار و مثلاً خرید بودم که از دست بی تفاوتی هام حرصش گرفته بود و وقتی شنید اون پسری که مسئول رگال مانتو ها بود بهم گفت :" خانوم تو رو خدا مانتو های ما رو یه ذره با حس نگاه کنید " ، پوزخند زد ! و من با خودم تکرار کردم باید با حس نگاه کنم ! ، چهارمین نفر یه دوست مجازی بود که هیچ وقت غم و غصه و نک و ناله یکتا رو ندیده بود و از یکتا یه دختر پر شر و شور و شاد و شنگول تو ذهنش بود که همیشه میگفت دوست داره جای الان اون باشه و حالا یکی در میون میگفت : " نــــه ! من باورم نمیشه این همون یکتای قبل باشه " و من با خودم گفتم دیگه دلیلی نداره بخواد جای من باشه ! ، واسه پنجمین نفر چند تا پیام 18+ از وایبر فرستاده بودم و خودش میدونست تنها کسی که روم میشه از این مدل خنده دار آ براش بفرستم ( درست مثل خودش :دی ) وقتی آن شد کمی از این و اون گفتیم و خندیدیم و قربون صدقه هم رفتیم و چند تا شکلک رد و بدل کردیم و یهو نمیدونم چی شد که رسیدیم اون جایی که من هیچ دوست نداشتم ! گفت : " روحیاتت خیلی ی ی عوض شده دختر ، با اون یکتای سنگ صبورم فرق کردی ، یه چیزایی رو میخواستم بهت بگم ولی منتظر موندم تا خودت بیای جلو یه دفعه بهت بگم ، بگم که من اون دختر قبلی رو خیلی ی ی بیشتر دوست داشتم ، با همون روحیات و با همون خلق و خو " ، دستش بهم نمیرسید ولی انگار زیر چونه ام رو گرفته بود و زل زده بود تو چشمام و اینا رو بهم میگفت ، صدای سیلی که خوابوند تو گوشم رو شنیدم ، و من با خودم گفتم حق داره اگه دیگه دوستم نداشته باشه !
+ بیشتر از همه داره حالم از خودم بهم میخوره !
+ یکتای غرغروی این روز ها به خاطر همه ی همـــــه ی کامنت های دلگرم کننده ازتون ممنون ِ ، ممنون ِ از راهکار ها ، از دلداری دادن ها ، از بیان یه حس مشترک یا تقسیم کردن یه تجربه ، خیلی خیلی ممنون
| میان تمام واژه ها با بار معنایی مثبت و یا منفی ، گروهی از واژه ها وجود دارند که شرطی اند ، به شرطی علت یک حس خوب در شخص هستند که به فعلیت برسند ، مثلاً " امید داشتن " به شرطی تداعی کننده ی حس های خوب و مثبت است که دست آخر با لب و لوچه ی آویزان برنگردی عقب تر از جای اول و به آن لحظه ی امید بستن ـت هزار بار لعنت بفرستی . یک فرد نا امید که از همان اول ِ اول قطع امید کرده حداقل یک قدم جلوتر از فرد امیدواری است که امیدش نا امید شده چـــون فرد نا امید یا با شرایط کنار آمده و آن را پذیرفته و یا راه حل دومی پیدا کرده است . فرد امیدوار ِ نا امید شده هم از یک جایی به بعد در زندگی حکمت خدایی و قسمت و تقدیر تسکین ـش نمی دهد که نمی دهد . با این تفاسیر " امید اشتن " همیشه هم خوب نیست ، گاهی راه حل در عمق نا امیدی مطلق است . |
مشخصات وب
سیب : نماد احساس گرایی
سقراط : نماد عقل گرایی
موضوعات وب
پیوندها
- .: بقیه اش در " وبلاگ دوستان " :.
- نابخشوده (رضا)
- ژوان (شایسته )
- شخصی ( محمد علی )
- یگانه عشق حقیقی (مهدی)
- همسر یا دردسر
- پس از باران ( دانیال )
- برزخ کلمات (سید جواد)
- آن که یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست(بی گاه)
- احساسی نوشت های یک چپ دست (متین)
- زبان بسته ( احسان )
- این صدای خنده کاغذ از اتاق من است ( عاطفه )
- وبلاگ نویس ( مهدیار بهشتیان )
- به دنبال رهایی از قفس (علی شکیبا)
- واحه ای در لحظه ( مهرگان )
- گمشده درکویر ( سارا )
- گفت و گو های خودمانی (ریش قرمز)
- تفکر فرسایشی ( افشین )
- رهایی ( رها )
- هجوم افکار ( بانو )
- زندگی زیر زمینی ( مهرداد )
- قاصدک ( محمد شمس )
- آخرین سقوط ( مهدی )
- کافه استدیو ( امیر )
پیوندهای روزانه
آرشیو وب
- ۱۳۹۴/۰۴/۱ - ۱۳۹۴/۰۴/۳۱
- ۱۳۹۴/۰۲/۱ - ۱۳۹۴/۰۲/۳۱
- ۱۳۹۴/۰۱/۱ - ۱۳۹۴/۰۱/۳۱
- ۱۳۹۳/۱۲/۱ - ۱۳۹۳/۱۲/۲۹
- ۱۳۹۳/۱۱/۱ - ۱۳۹۳/۱۱/۳۰
- ۱۳۹۳/۱۰/۱ - ۱۳۹۳/۱۰/۳۰
- ۱۳۹۳/۰۹/۱ - ۱۳۹۳/۰۹/۳۰
- ۱۳۹۳/۰۸/۱ - ۱۳۹۳/۰۸/۳۰
- ۱۳۹۳/۰۷/۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۳۰
- ۱۳۹۳/۰۶/۱ - ۱۳۹۳/۰۶/۳۱
- ۱۳۹۳/۰۵/۱ - ۱۳۹۳/۰۵/۳۱
- ۱۳۹۳/۰۴/۱ - ۱۳۹۳/۰۴/۳۱
- ۱۳۹۳/۰۳/۱ - ۱۳۹۳/۰۳/۳۱
- ۱۳۹۳/۰۲/۱ - ۱۳۹۳/۰۲/۳۱
- ۱۳۹۳/۰۱/۱ - ۱۳۹۳/۰۱/۳۱
- ۱۳۹۲/۱۲/۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۹
- ۱۳۹۲/۱۱/۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۳۰
- ۱۳۹۲/۱۰/۱ - ۱۳۹۲/۱۰/۳۰
- ۱۳۹۲/۰۹/۱ - ۱۳۹۲/۰۹/۳۰
- ۱۳۹۲/۰۸/۱ - ۱۳۹۲/۰۸/۳۰
- ۱۳۹۲/۰۷/۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۳۰
- ۱۳۹۲/۰۶/۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۳۱
- ۱۳۹۲/۰۵/۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۳۱
- ۱۳۹۲/۰۴/۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۳۱
- ۱۳۹۲/۰۳/۱ - ۱۳۹۲/۰۳/۳۱
- ۱۳۹۲/۰۲/۱ - ۱۳۹۲/۰۲/۳۱
- ۱۳۹۲/۰۱/۱ - ۱۳۹۲/۰۱/۳۱
- ۱۳۹۱/۱۲/۱ - ۱۳۹۱/۱۲/۳۰
- ۱۳۹۱/۱۱/۱ - ۱۳۹۱/۱۱/۳۰
- ۱۳۹۱/۱۰/۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۳۰
- ۱۳۹۱/۰۹/۱ - ۱۳۹۱/۰۹/۳۰
- ۱۳۹۱/۰۸/۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۳۰
- ۱۳۹۱/۰۷/۱ - ۱۳۹۱/۰۷/۳۰
- ۱۳۹۱/۰۶/۱ - ۱۳۹۱/۰۶/۳۱
- ۱۳۹۱/۰۵/۱ - ۱۳۹۱/۰۵/۳۱
- ۱۳۹۱/۰۴/۱ - ۱۳۹۱/۰۴/۳۱
- آرشيو