این روزا اگه یه دختری رو دیدین که دامن استخونی رنگ پوشیده و یه ربع بعدش یه پیرهن بدون آستین و یقه
و دوباره یه ربع بعدش بلوز و شلوار و بعد یه ربع دوباره همون دامن استخونی رنگ و الخ ...
اگه یه دختری رو دیدین که یه طرف موهاش فر ِ درشت ِ و طرف دیگه اش فر ِ ریز
و وسطش هم همونطوری لخت مونده ...
اگه یه دختری رو دیدین که لاک هر ناخنش یه رنگ ِ ...
اگه یه دختری رو دیدین که آرایش متقارنی رو صورتش نداره ...
یا اگه همه کمدشو ریخته بیرون و خودش نشسته دقیقاً وسط گل ِ فرش ،
اصلاً تعجب نکنید !!!
چون یکی مثل منه که قراره فردا بره عروسی صمیمی ترین دوست دوران راهنمایی و دبیرستانش ،
ولی نمیدونه چی بپوشه و چه بلایی سر خودش بیاره ! 

■■■
یکی از مواردی که خیلی خوش به حال آقایونه ، همین عروسی رفتن ِ ... 
که تا یه ربع قبل رفتن به عروسی حتی به لباسشون فکر هم نکردن !
چه برسه به بررسی تکراری بودنش !!!
یه کت و شلوار پلو خوری (!) کاور کشیده یه جایی ته کمد ...
مو ها رو هم که یه آب و شونه میکنند !
دیگه ته تهش ، بترکــــــــــــه ، کروات یا پاپیون یا حمایل ( همون دو بندی !!)
هی هم میرن جلوی آیینه به جای نق زدن ، قربون صدقه خودشون میرن ! 
تو ماشین هم اصلاً نگران چروک شدن احتمالی لباسشون نیستن
و یا پریدگی لاک انگشت سوم دست چپ ـشون حتی !
تمام طول مراسم هم مجبور نیستن تعادلشون رو با کفش پاشنه بــلــــــــنــد روی موزاییک ســُر ســُری ،
حفظ کنند ، که بعدش پاهاشون درد بگیره ... انگار که وسط کف پاهاشون کش اومده باشه !
و تازه ، معنی درد ِ موی تافت زده شده هم براشون تعریف نشده ست !!!
آآآآ خ ...
[1]
دیداری ... (+کلیک)
+ شما رو نمیدونم ، ولی تو زندگی من یا هیش اتفاقی نمی افته یا همه چی پشت سر هم اتفاق می افته !
اینه که یحتمل تا آخر هفته آینده دسترسی به نت ندارم !
مواظب " نیمه سیب سقراطی " باشین آاآ 